ایجاد علاقه یا اهلی کردن ؟
فرصتی دست داد تا با یکی از تراپیست ها در مورد دو مفهوم " ایجاد علاقه" یا «اهلی کردن» گپ بزنم !
از نظر ایشان تفاوت اصلی میان این دو مفهوم در اینجاست که :
• علاقه ایجاد کردن یعنی فرد، با اختیار و آگاهی خودش، به سمت شما، یک رابطه، یک برند یا یک ایده جذب شود.
• اهلی کردن یعنی بهتدریج نوعی وابستگی، عادت یا شرطیشدن ایجاد کنید؛ به شکلی که فرد حضور شما را بخشی از امنیت، آرامش یا هویت خودش بداند.
بر اساس نظر ایشان میشود اینطور گفت:
علاقه، انتخاب است ، اما اهلیشدن، عادت دادن است.
موضوع وقتی پیچیدهتر میشود که شما آگاهانه کاری کنید که فرد به توجه، تأیید، حضور یا محبت شما وابسته شود. آنجا دیگر صرفاً «ایجاد علاقه» نیست؛ شما دارید رابطهای استثماری می سازید که در آن، نبودن شما برای طرف مقابل تبدیل به نوعی خلأ میشودوحضورتان نوعی حکمرانی است .
شاید دقیقترین تعریف این باشد:
اهلی کردن یعنی آنقدر در جهان عاطفی یک نفر حضور پیدا کنی که نبودنت دیگر با حضور هیچکس دیگری یکسان نباشد و سپس شما بعنوان حاکم، قوانین بازی را تدوین کنید!
مرز اخلاقی مهم دقیقا همینجاست:
اگر این پیوند با آزادی دوطرفه ساخته شود، رابطه است.
اگر با ایجاد وابستگی و کنترل ساخته شود، اهلیسازی است.
مثل حیواناتی که آنها را اهلی کرده ایم !
حیواناتی که زیر سایه سنگین حضور ما ، بدون ما ، آسیب پذیرند!
میخواهم به این موضوع در حوزه کسب و کار بپردازم و بر این عقیده ام که موضوعی جذاب خواهد بود؛ سوال اینجاست:
«برندسازی؛ هنر ایجاد علاقه است یا هنر اهلی کردن مشتری؟»
بزودی در یکی از جلسات کافه اقتصاد به این موضوع خواهیم پرداخت .
ارادتمند #هادی_شاهی