شاید ۲۰۰ سال بعد، یک نفر صفحه ای از تاریخ رو باز کنه و بخونه:
حدود ۲۰۰ سال پیش، دو کشور وارد یک جنگ تمامعیار شدن؛
یکی این سر دنیا، یکی اون سر دنیا
نام یکی IRI بود و نام دیگری USA
اما در میانهی جنگ، مردم کشور IRI از ترسِ فردای خودشون، هرچی داشتن و نداشتن رو فروختن و تبدیل کردن به پولِ کشور مقابل؛ به پولِ دشمن
خواننده شاید چند لحظه مکث کنه...
برگرده عقب...
دوباره اون جمله رو بخونه:
پولِ کشور دشمن؟!
بعد از خودش بپرسه:
چطور ممکنه مردمی که کشورشون با یک کشور دیگه در جنگ بوده، به پولِ دشمن بیشتر از پولِ خودشون اعتماد کرده باشن؟!
شاید باورش سخت باشه
اما ما میدونیم که شد...
چون این فقط یک جمله در تاریخ نیست؛
این بخشی از زندگی امروز ماست
جنگ وقتی فقط پشت مرزهاست، یک جنگه؛
اما وقتی مردم برای حفظ آیندهشون، پولِ دشمن رو پناهگاه امنتری از پولِ خودشون میبینن...
یعنی جنگ از مرزها عبور کرده؛
رسیده به سفره،
به پسانداز،
به آینده...
و از همه تلخ تر،
به اعتماد مردم
شاید ۲۰۰ سال بعد، تاریخنویسی این قسمت رو باز نویسی کنه و خودش هم باورش نشه
اما ما امروز داریم زندگیش میکنیم!
ارادتمند #هادی_شاهی