تورم ارزش ادراک شده
گاهی مشکل آدمها این نیست که خودشان را کمارزش میدانند؛ برعکس، مشکل از جایی شروع میشود که ارزشی که برای خودشان قائلاند، از ارزشی که در عمل اثبات کردهاند فاصله میگیرد.
میتوان این پدیده را «تورم ارزش ادراکشده» نامید؛ یعنی افزایش فاصله میان ارزش واقعی و اثباتشده یک فرد و ارزشی که خودش تصور میکند دارد.
اعتمادبهنفس، بهخودیخود مسئلهای مثبت است. اما وقتی اعتمادبهنفس از عملکرد، تجربه، مسئولیتپذیری و شواهد واقعی جدا شود، میتواند به چیزی متفاوت تبدیل شود: توهم شایستگی.
تورم ارزش ادراکشده چگونه شکل میگیرد؟
این اتفاق معمولاً یکشبه رخ نمیدهد.
فرد کاری را خوب انجام میدهد و مورد تحسین قرار میگیرد.
موفقیتی به دست میآورد و بیش از اندازه مورد توجه قرار میگیرد.
امتیازی دریافت میکند، بدون اینکه الزاماً برای آن امتیاز شایستگی خود را اثبات کرده باشد.
اگر این روند تکرار شود، ممکن است فرد بهتدریج موفقیتهای خود را نه بهعنوان «نتیجه عملکرد»، بلکه بهعنوان «نشانه برتری شخصی» تفسیر کند.
از اینجا فاصله میان واقعیت و ادراک آغاز میشود.
فرد دیگر نمیگوید:
«من این کار را خوب انجام دادهام.»
بلکه به این نتیجه میرسد:
«من آدم بسیار توانمندی هستم.»
این دو جمله ظاهراً شبیه یکدیگرند، اما از نظر روانشناختی تفاوت مهمی دارند.
اولی درباره عملکرد است؛ دومی درباره هویت.
تحسین همیشه سازنده نیست
ما معمولاً تصور میکنیم هرچه بیشتر از دیگران تعریف کنیم، اعتمادبهنفس بیشتری در آنها ایجاد میکنیم.
اما تحسین زمانی سازنده است که به واقعیت متصل باشد.
اگر برای هر عملکرد معمولی، تحسینی استثنایی ارائه کنیم، اگر خطاها را نادیده بگیریم و اگر فرد را دائماً با صفاتی مانند «بینظیر»، «استثنایی» و «بهترین» توصیف کنیم، ممکن است به جای تقویت اعتمادبهنفس، تصویری غیرواقعی از ارزش فردی او بسازیم.
مشکل از جایی جدی میشود که فرد به این تصویر وابسته شود.
آنوقت هر انتقاد، دیگر یک بازخورد ساده نیست؛ بلکه تهدیدی علیه تصویری است که از خودش ساخته است.
وقتی بازخورد تبدیل به توهین میشود
فردی که دچار تورم ارزش ادراکشده شده، معمولاً تحمل فاصله میان «تصویر ذهنی» و «واقعیت» را ندارد.
بنابراین وقتی مدیری به او میگوید:
«این بخش از عملکردت نیاز به اصلاح دارد.»
ممکن است به جای اینکه بپرسد:
«چه چیزی را باید اصلاح کنم؟»
واکنش او این باشد:
«شما قدر من را نمیدانید.»
یا:
«بعد از این همه کاری که برای مجموعه کردهام، این برخورد درست نیست.»
در این مرحله، مسئله دیگر عملکرد نیست؛ مسئله حفظ تصویر ذهنی فرد از خودش است.
خطر بزرگتر: توقف یادگیری
یکی از مهمترین پیامدهای تورم ارزش ادراکشده، کاهش ظرفیت یادگیری است.
کسی که خودش را بسیار شایسته میداند، ممکن است شکست را بهعنوان یک داده آموزشی نبیند؛ بلکه آن را اتفاقی بداند که باید برایش مقصر پیدا کند.
در نتیجه به جای اینکه بپرسد:
«چه چیزی را اشتباه انجام دادم؟»
میپرسد:
«چه کسی باعث شد من شکست بخورم؟»
و این تفاوت کوچکی نیست.
فرد اول هنوز در حال یادگیری است؛ فرد دوم در حال دفاع از تصویر خودش است.
در مدیریت، این مسئله بسیار مهم است
مدیران باید مراقب باشند که میان تشویق افراد و ایجاد توهم شایستگی مرز مشخصی وجود دارد.
کارمند باید بداند چه چیزی را خوب انجام داده، اما همزمان باید بداند چه چیزی را هنوز بلد نیست.
ارتقا باید پشتوانه عملکرد داشته باشد.
پاداش باید با نتیجه ارتباط داشته باشد.
اختیار باید متناسب با توانایی باشد.
و تحسین باید تا حد امکان به رفتار و عملکرد مشخص متصل باشد، نه به برچسبهای کلی درباره شخصیت فرد.
به جای اینکه بگوییم:
«تو فوقالعادهای.»
گاهی بهتر است بگوییم:
«این تصمیم را بسیار خوب گرفتی؛ چون توانستی در شرایط فشار، مسئله اصلی را تشخیص بدهی.»
جمله دوم شاید سادهتر باشد، اما یک تفاوت مهم دارد: فرد را به واقعیت عملکردش متصل میکند.
مسئله فقط درباره دیگران نیست
شاید مهمترین بخش این بحث همین باشد.
همه ما در معرض تورم ارزش ادراکشده قرار داریم.
هر بار که یک موفقیت را بهجای «نتیجه یک عملکرد خوب» به «دلیل برتری خودمان» تبدیل میکنیم، یک قدم از واقعیت فاصله میگیریم.
انسان سالم نه خودش را کوچک میکند و نه خودش را بزرگتر از واقعیت میبیند.
بلکه تلاش میکند تصویر ذهنیاش از خودش را مرتباً با واقعیت، عملکرد و بازخورد تنظیم کند.
شاید بتوان این اصل را اینگونه خلاصه کرد:
«اعتمادبهنفس زمانی سالم است که با واقعیت تغذیه شود؛ وقتی از واقعیت جدا شود، به غرور تبدیل میشود.»
و شاید به همین دلیل است که در تربیت، مدیریت و حتی روابط انسانی، نباید افراد را صرفاً با تحسین بزرگ کنیم.
آدمها را باید به اندازهای تحسین کرد که عملکردشان ظرفیت آن را دارد؛ نه به اندازهای که تصویرشان از خودشان را متورم کند.
زیرا گاهی خطرناکترین کاری که میتوانیم در حق یک انسان انجام دهیم، این نیست که او را تحقیر کنیم؛
بلکه این است که تصویری بیش از اندازه بزرگ از خودش به او بدهیم و بعد او را در دنیایی رها کنیم که حاضر نیست آن تصویر را تأیید کند.
ابتدا کیفیت عملکرد را افزایش دهید ، سپس تحسین و ستایش و حمایت کنید !
ارادتمند #هادی_شاهی