اعتماد کنیم، اما وابسته نشویم
«ارتباط»، «صمیمیت»، «اعتماد»، «تکیه کردن» و «وابستگی» واژههایی نزدیک به هماند، اما معنای یکسانی ندارند.
ارتباط یعنی میان ما و دیگری جریان گفتوگو، اطلاعات و احساس برقرار باشد.
صمیمیت یعنی اجازه دهیم دیگری به لایههای شخصیتر زندگی ما نزدیک شود.
اعتماد یعنی باور کنیم دیگری در یک موقعیت مشخص، رفتاری قابل اتکا و مسئولانه خواهد داشت.
تکیه کردن یعنی در مقطعی، بخشی از بار یا مسئولیت خود را آگاهانه به دیگری بسپاریم.
اما وابستگی زمانی شکل میگیرد که نبودن دیگری، توان ما برای تصمیم گرفتن، حرکت کردن یا آرام ماندن را مختل کند.
بنابراین، اعتماد و تکیه کردن الزاماً ضعف نیستند. اتفاقاً بخش مهمی از روابط سالم و کارگروهی، بر اعتماد متقابل بنا شده است. مسئله از جایی آغاز میشود که تکیه کردن، استقلال ما را از بین ببرد.
اینکه کسی نزدیکترین فرد زندگی ماست، بهتنهایی دلیل کافی برای اعتماد نامحدود نیست؛ همانطور که بیاعتمادی به همه، نشانه بلوغ نیست.
اعتماد سالم، تدریجی، متناسب و مبتنی بر تجربه و رفتار است. ما لازم نیست به همه به یک اندازه اعتماد کنیم؛ باید یاد بگیریم به هرکس، در هر موضوع و به اندازهای که شایستگیاش را نشان داده، اعتماد کنیم.
آدم بالغ کسی نیست که به هیچکس تکیه نمیکند؛
کسی است که میداند به چه کسی، در چه چیزی و تا چه اندازه میتواند تکیه کند.
شاید مسئله امروز، «اعتماد کردن یا نکردن» نباشد؛
مسئله، هنر مدیریت اعتماد باشد.
ارادتمند #هادی_شاهی