اشتباهات راز آلود
بعضی اتفاقها وقتی پنهان میمانند، از یک «اشتباه» به یک «راز» تبدیل میشوند؛ و این راز، گاهی احساس شرم ایجاد میکند.
وقتی مدیری تصمیم اشتباهی گرفته، پروژهای شکست خورده، در انتخاب یک نیروی کلیدی خطا کرده یا تصمیمی گرفته که نتیجهاش آن چیزی نبوده که انتظار داشته، اگر نتواند درباره آن با افراد امن و قابل اعتماد صحبت کند، ممکن است بهجای حل مسئله، شروع به پنهانکردن آن کند.
اینجاست که یک چرخه شکل میگیرد:
اشتباه = پنهانکاری = ترس از افشا = شرم = پنهانکاری بیشتر
مسئله فقط خود اشتباه نیست؛ مسئله این است که فرد بهتدریج مجبور میشود انرژی زیادی را صرف مخفی نگهداشتن آن کند و یا در ازای فشار روانی ناشی از این مخفی کاری ، در مقابل محیط اینگونه از خود دفاع کند :
به کسی ربطی ندارد !
در کسبوکار، این موضوع میتواند هزینه سنگینی داشته باشد. مدیری که از اعتراف به یک تصمیم اشتباه میترسد، ممکن است به جای اصلاح مسیر، روی تصمیم قبلی پافشاری کند؛ صرفاً برای اینکه کسی متوجه اشتباه نشود.
گاهی یکی از نشانههای بلوغ مدیریتی این نیست که کمتر اشتباه کنیم؛ بلکه این است که بتوانیم زودتر بگوییم:
اینجا اشتباه کردم. بیایید ببینیم چطور میتوانیم اصلاحش کنیم.
فرهنگ سازمانی سالم، فرهنگی نیست که در آن اشتباه وجود نداشته باشد؛ فرهنگی است که در آن اشتباه مجبور نیست برای زنده ماندن، به راز تبدیل شود.
در مطلب بعدی " شرم مدیریتی " را با هم بررسی خواهیم کرد.
ارادتمند #هادی_شاهی